حتماً پیش خودتان می گویید این دیگه چه صیغه ایِ مگه میشه کسی برای خودش مشکل درست کنِ یا با خودش درگیر بشه؟…بله هست، مگر نشنیدید که وقتی طرف به این حالت میافتد بهش می گویند(طرف خود درگیری داره باید تو خودش کلانتری باز کنِ)…واقعاًدرست حدس زدید.

این درگیریهای مضمن برای هرآدمی مخصوصاً ازنوع طماعش بیشتر دیده می شود؛حالا چه از اون آدمهای فقیرومتوسط گرفته تا آدمهای ثروتمند که جای خود دارد با این معضل آشنائی خاصی دارند،وآن اینست که مثلاًبخودشان می گویند چرا ما هرچقدر کار وتلاش می کنیم بجائی (ثروت زیاد) نمی رسیم ما بیشتر می خواهیم وآنقدر خودشان را وقف کارمی کنند که ازخانواده و زندگیشان دورمی شوند ودرآخرکار با بیماری نا علاجی دار فانی را وداع می کنند وحال حساب کنید که این ثروت به چه کسانی خواهد رسید آنهم وراث قدر نشناس(البته در مورد بعضی ها)اینگونه است .

حال از این معقولۀ ثروت که بگذریم می رسیم به بعضی افراد دیگر که با داشتن همۀ امکانات رفاهی باز قانع نیستندو اینباربه وضع ظاهری خودشان ایراد می گیرند، آنهم چه ایرادهائی((ایراد بنی اسرائیلی))…که مثلاً چرا رنگ چشم وموهایم فلان رنگ نیست؟…یا چرا چشمم کوچک یا بزرگِ ؟…یا چرا بینی ام کوچک یا بزرگِ و…؟

ویا حتی به معدۀ خودشان هم رحم نمی کنند ولجباز بارش می آورند …مثلاً اگردرتابستان گرم بستنی ویا نوشیدنیهای یخ بخورند…معده چنان لج می کند،که بیشترگرمشان بشودوعرق از سرتا پایشان سرازیر شودو…ودر آخر مجبور می شوند به گفتۀ بعضی ها چای داغ بخورند وچنان معده از تعجب خنک می شود که نگو نپرس…وحال اگر در زمستان چای داغ ونوشیدنی گرم که می خورند دوباره معده لجباز ((فیلش یاد هندوستان می کند))وبا خوردن آن کمی گرم می شود وچند دقیقه نگذشته دوباره از سرما یخ می زند و…ودرآخر به گفتۀ بعضی ها بستنی یا نوشیدنی سرد که می خورند معده ازآنها تشکر لازمه را می کند وحسابی بدنش تا چند ساعتی گرم می شود بقول خودشان وقتی چیز سرد آنهم درزمستان نوش جان می کنند بدن به محیط اطرافش که سرد است عادت می کند وگرمشان هم می شودو…ومعده چقدر خوشبحالش می شودو((با دُمش گردو می شکاند)).حال باز بگویید مگه میشه کسی با خودش درگیر بشه؟…